تنظیم هیجان یعنی احساس خود را تشخیص دهیم و برای پاسخدادن به آن، انتخابی متناسب با موقعیت داشته باشیم. شاید هنگام شنیدن یک انتقاد، همزمان خشم، شرمندگی و میل به دفاعکردن را تجربه کنید. تنظیم هیجان قرار نیست این تجربه را حذف کند؛ کمک میکند قبل از عمل، فرصت بیشتری برای فهمیدن آن داشته باشید.
احساسها بخشی از زندگیاند. مسئله این نیست که همیشه آرام بمانیم، بلکه بتوانیم در لحظههای دشوار، رفتار خود را با نیازها، شرایط و هدفمان هماهنگ کنیم. گاهی پاسخ مناسب گفتوگوست و گاهی مکثکردن یا کمکگرفتن.
تنظیم هیجان چه تفاوتی با سرکوب احساسات دارد؟
سرکوب میتواند به شکل نادیدهگرفتن تجربه درونی ظاهر شود: «نباید ناراحت باشم» یا «هیچ اتفاقی نیفتاده است.» در تنظیم هیجان میتوان گفت: «ناراحتم، اما لازم نیست همین لحظه تصمیم بگیرم.»
این تفاوت به معنای بیان فوری هر احساس نیست. ممکن است در جلسه کاری احساس خشم کنید و تصمیم بگیرید بعداً در موقعیت مناسب درباره آن حرف بزنید. بهتعویقانداختن بیان، اگر همراه با توجه به تجربه و پیگیری آن باشد، الزاماً انکار احساس نیست.
۵ قدم برای برخورد با احساسات شدید
۱. نام احساس را دقیقتر انتخاب کنید
بهجای «حالم بد است»، بررسی کنید بیشتر دلخور، نگران، خشمگین یا شرمنده هستید. اگر چند احساس همزمان وجود دارد، لازم نیست یکی را انتخاب کنید. جمله «هم ناراحتم و هم میترسم» میتواند تصویر دقیقتری از تجربه شما بدهد.
۲. نشانههای بدن و شدت احساس را ببینید
آیا فکتان منقبض شده، نفسها کوتاه شده یا شانهها بالا آمدهاند؟ شدت احساس را بهصورت تقریبی از صفر تا ده مشخص کنید. این عدد تشخیص پزشکی نیست؛ فقط راهی برای مقایسه وضعیت فعلی با چند دقیقه بعد است.
۳. میان احساس و اقدام فاصله ایجاد کنید
وقتی میل دارید پیامی تند بفرستید، ابتدا آن را در یادداشت بنویسید و ارسال نکنید. کمی از موقعیت فاصله بگیرید، پاها را روی زمین حس کنید و با ریتمی راحت نفس بکشید. هدف، آرامشدن اجباری نیست؛ ایجاد فرصتی برای انتخاب است.
۴. اتفاق را از برداشت خود جدا کنید
فرض کنید همکاری هنگام صحبت شما به تلفن نگاه کرده است. اتفاق قابل مشاهده همین است؛ نتیجه «حرف من هیچ ارزشی ندارد» برداشت شماست. شاید این برداشت درست باشد، شاید هم اطلاعات کافی نداشته باشید. پیش از واکنش، میتوانید سؤال روشنتری بپرسید.
۵. پاسخ را با هدف هماهنگ کنید
از خود بپرسید: «در پایان این گفتوگو چه میخواهم؟» اگر هدف، شنیدهشدن است، جمله «وقتی وسط حرفم به تلفن نگاه میکنی، احساس میکنم توجهی به بحث نیست» ممکن است از حمله به شخصیت طرف مقابل مفیدتر باشد. در موقعیتهای دیگر، ترک موقت بحث و تعیین زمان برگشت انتخاب مناسبتری است.
تمرین را از موقعیتهای کوچک شروع کنید
برای یادگیری، منتظر شدیدترین اختلاف زندگی نمانید. میتوانید یک موقعیت روزمره را ثبت کنید: اتفاق چه بود، چه احساسی داشتید، چه کردید و دفعه بعد چه پاسخ دیگری ممکن است؟ این یادداشت برای قضاوتکردن خود نیست؛ برای دیدن انتخابهاست.
اگر هیجان شدید با رفتارهای آسیبزا، اختلال مداوم در روابط یا دشواری جدی در کار و خواب همراه است، ارزیابی متخصص میتواند به شناخت علت و انتخاب حمایت مناسب کمک کند.
پرسشهای متداول
آیا تنظیم هیجان یعنی همیشه آرام باشم؟
خیر. ممکن است همچنان عصبانی یا غمگین باشید و در عین حال رفتاری سنجیده انتخاب کنید.
اگر نتوانستم اسم احساسم را پیدا کنم چه؟
از توصیف ساده شروع کنید: «در سینهام فشار حس میکنم و دلم میخواهد از بحث دور شوم.» لازم نیست از ابتدا نام دقیق داشته باشید.
برای مطالعه بیشتر
برای شناخت تجربههای هیجانی، مقاله «احساسات چه هستند و چگونه شکل میگیرند؟» را بخوانید. اگر فکرها بعد از پایان موقعیت تکرار میشوند، مقاله «نشخوار فکری» موضوع مکملی است.