اسماء بابانوری هستم. بیش از ده سال است که با آدمها در نزدیکترین فاصله ممکن کار میکنم؛ جایی که معنا فقط در کلمات نیست، بلکه در آنچه میان دو نفر، در سکوتها، مکثها و واکنشها اتفاق میافتد.
در اتاق درمان، مسئله برای من صرفاً «مشکل فرد» نیست؛ بلکه الگوهایی است که به شکلگیری و تداوم این مشکلات منجر میشوند. همان جایی که با وجود میل به صمیمیت، ناگهان عقب میکشیم؛ یا بیش از اندازه به دیگری میچسبیم و بعد از خودمان خسته میشویم. رابطههایی که بارها با آدمهای متفاوت، شبیه یکدیگر تکرار میشوند؛ یا لحظههایی که نمیتوانیم بگوییم چه میخواهیم، چه احساسی داریم و چرا اینقدر زود دلخور، مضطرب، خاموش یا در نهایت افسرده میشویم.
تمرکز اصلی کار من دقیقاً بر همین نقطه است: دیدن و فهمیدن الگوهای ناآگاهانه در رابطه و کمک به فرد برای اینکه به جای تکرار، امکان تجربهای متفاوت را پیدا کند.
تحصیلاتم را در رشته روانشناسی تا مقطع دکتری ادامه دادهام و در کنار آن، آموزشهای تخصصی و بینالمللی را به صورت مستمر دنبال کردهام. رویکرد اصلی من ISTDP است؛ رویکردی که به جای دور زدن تجربههای هیجانی، مستقیماً به سراغ آنها میرود.
در این مسیر، همچنان تحت آموزش و گذراندن دورههای کورتریـنینگ نزد اساتید مورد تأیید انجمن بینالمللی درمانهای پویشی در آمریکا هستم. باور دارم درمانگر بودن یعنی ماندن در یک فرایند جدی و مداوم رشد؛ فرایندی که در آن یادگیری هیچگاه متوقف نمیشود.
آنچه برایم اهمیت دارد، تبدیل دانش و آموزش به کاری زنده، دقیق و مؤثر در اتاق درمان است؛ جایی که تغییر، نه صرفاً در حرف، بلکه در تجربه اتفاق میافتد.
در نهایت، درمان برای من جایی است که آدم میتواند خودش را در رابطه ببیند؛ بیواسطه، بدون نقش و گاهی برای نخستین بار، واقعی. جایی که اگر چیزی قرار باشد تغییر کند، میتواند از همینجا آغاز شود.
شماره نظام روانشناسی: ۱۰۱۰۱