ندا قنبری زحمتکش، رواندرمانگر با رویکرد روانکاوانه و زوجدرمانگر هیجانمدار هستم. مسیر حرفهایام را از سال ۱۳۹۹ با طرحوارهدرمانی شروع کردم، اما بهمرور و با مطالعات بیشتر در دانش نظری و تجربهٔ بالینی، روانکاوی و زوجدرمانی هیجانمدار به دغدغهٔ اصلیام تبدیل شدند.
آنچه همواره مرا به این حوزه کشانده، کنجکاویام دربارهٔ لایههای ناهشیار روان انسان، شیوهٔ مواجههٔ او با زندگی و رنجهایش، و لذت همراهیاش در مسیر دشوار آگاهی و دگرگونی است.
در سالهای تحصیل در مقاطع کارشناسی و کارشناسیارشد مشاوره، هرچه بیشتر با روانکاوی و رویکردهای عمیقنگر آشنا شدم، شیفتگیام به این نگاه فزونی یافت. این اشتیاق مرا بر آن داشت تا همپای تحصیلات آکادمیک، در دورههای تخصصی روانکاوی، و زوجدرمانی هیجانمدار حضور یابم و دانش نظریام را با آموزشهای بالینیِ تلفیق کنم.
امروز، رویکرد اصلیام در کار بالینی، رواندرمانی تحلیلی با تأکید بر روابط ابژه است و در کنار آن، بهعنوان زوجدرمانگر هیجانمدار (EFT) نیز فعالیت میکنم. این دو رویکرد در نگاه من نهتنها در تضاد با یکدیگر نیستند، بلکه مکملهایی ارزشمندند؛ از یک سو به ژرفای ناهشیار و بازنماییهای درونیِ مراجع راه میبرم و از سوی دیگر، در بستر عاطفیِ جلسات درمان زوجی، الگوهای تعاملیِ زوجها را هدف میگیرم و به بازسازی پیوندشان کمک میکنم. در تمام این سالها، سوپرویژن منظم – چه در حوزهٔ روابط ابژه و چه در زوجدرمانی هیجانمدار – همواره پشتوانهٔ محکمی برای ارتقای کیفیت کارم بوده است.
شاید بتوان گفت مهمترین سرمایهٔ حرفهایام، تجربهٔ زیستشدهام در جایگاه مراجع است. از سال ۱۳۹۲ تا امروز، خودم در اتاق درمان نشستهام و از نزدیک طعم دیدهشدن، کشف لایههای پنهان و دگرگونی تدریجی را چشیدهام. این حضور در سوی دیگرِ میز درمان، به من آموخته است که تغییر اصیل، با عجله و نسخهپیچی رخ نمیدهد؛ در فضایی امن، همراه با همدلی بیقضاوت و کنجکاویِ مشترک شکوفا میشود.
برای من، هر مراجع روایتِ منحصربهفردی است از تلاش برای زیستن؛ روایتی سرشار از تناقضها، زخمها و نیروهای سرکوبشدهای که تشنهٔ دیده شدن هستند. جایگاه من در این مسیر، نه راهنماییِ دانایمطلق، که همراهیِ متعهد و دقیق است؛ همراهی که در پیچوخمهای این سفر، کنار مراجع میماند تا او بتواند صدای گمشدهاش را بازپس گیرد.